برای تربیت فرزندان شاد این نکات را رعایت میکنم
15روش فرزند پروری و تربیت فرزندان شاد
پدر و مادر بودن پاداش های خود را دارد، اما گاهی اوقات می تواند سخت باشد. پدر و مادر شدن علاوه بر اینکه مسولیت سنگینی دارد، یک سفر همه جانبه است. همانطور که فرزند شما بزرگ می شود، به احتمال زیاد مجبور خواهید بود مهارت های جدید والدین را تنظیم کنید یا یاد بگیرید. این می تواند طاقت فرسا باشد و هیچ دستورالعملی وجود ندارد که به شما نشان دهد چگونه والدین خوبی باشید. خبر خوب این است که مهارت های فرزندپروری خوبی وجود دارد که می تواند به ایجاد یک ارتباط اساسی بین شما و انسان کوچکتان کمک کند. در اینجا مطالبی است که باید در مورد آن بدانید:
مهارت های فرزندپروری چیست؟
شما به عنوان والدین، نقشی اساسی در زندگی فرزندتان بازی می کنید. و مهارتهای فرزندپروری شما، توانایی انجام کاری به خوبی با استفاده از دانش و شایستگیهایتان میتواند بر نوع فردی که ظاهر میشوند تأثیر بگذارد. برای برخی، این مهارت ها ذاتی هستند. برای دیگران، آن ها نیاز به توسعه دارند. صرف نظر از اینکه کدام یک برای شما مناسب است، مهم است که به یاد داشته باشید که هیچ کس در همه چیز مهارت بالایی ندارد. این مثل همان ضرب المثل قدیمی است که «شما نمی توانید در همه چیز خوب باشید» که وقتی به آن فکر می کنید درست است. برقراری ارتباط موثر با کودک به شما کمک می کند که بدانید چگونه به طور مؤثر احساسات خود را بیان کند یا افکار خود را با فرزندان خود به اشتراک بگذارید. دانستن نحوه برقراری ارتباط با آن ها به شما کمک می کند تا ارتباط قوی با آن ها ایجاد کنید. ایجاد ساختار و قوانین. این به این معنی نیست که سرگرمی را از زندگی فرزندتان بیرون بکشید. بلکه در مورد ایجاد روال ها و قوانین ثابت برای کمک به آن ها در حفظ نظم و ساختار در زندگی روزمره است. استفاده از نظم و عواقب نحوه رفتار یا واکنش شما نسبت به رفتار خوب یا بد فرزندتان تفاوت ایجاد می کند. یادگیری نحوه استفاده ایمن و آگاهانه از این شیوه ها می تواند به شما کمک کند روزهای خوبی را با آن ها داشته باشید.
مهارت های فرزندپروری برای تربیت فرزندان شاد و آگاه
1. با فرزندان خود به عنوان موجودات فردی رفتار کنید
فرزندان شما با سرنوشت خود به دنیا می آیند. این در مورد شکل دادن آن ها در تصویر شما نیست. یا مجبور کردن آن ها به پیروی از عادات شما. این در مورد هدایت آن ها است تا به بهترین شکل ممکن وارد عمل شوند. این بدان معناست که شما باید یاد بگیرید که فرزندان خود را همان طور که هستند بپذیرید حتی از مدال ها، موفقیت ها، نمرات، اشتباهات و شکست ها محروم شده اند. آن ها را به خاطر آنچه هستند تحسین کنید، نه برای کارهایی که انجام داده اند.
2. فرزند خود را به عنوان معلم خود بشناسید
وقتی فرزندتان را معلم می بینید، منیت شما از بین می رود. شما اینجا نیستید که خواسته ها و نیازهای برآورده نشده خود را به آن ها تحمیل کنید. در عوض، شما اینجا هستید تا از آن ها یاد بگیرید. کودکان همیشه چیزی را به شما نشان می دهند. هر لحظه فرصتی برای رشد است، برای یادگیری در مورد خود و فرزندتان. یکی از راههای عملی کردن این موضوع این است که در لحظهای که در آستانه انفجار هستید، مکث کنید. از خود بپرسید چه چیزی می توانم از آنها و این وضعیت یاد بگیرم؟ امروزه کودکان در حال یادگیری موضوعات هوش اجتماعی و عاطفی در مدرسه هستند و به والدین خود کمک می کنند تا در مدیریت هیجانات خود بهتر عمل کنند. اما اگر والدین نتوانند منیت های خود را کنار بگذارند و از فرزندان خود بیاموزند، فرصت های ارتباط عمیق با آن ها را از دست می دهند.
3. وسواس شادی و موفقیت را کنار بگذارید
این وسواس شادی و موفقیت است که باعث ایجاد ناراحتی می شود. چرا؟ زیرا کودکان به طور مداوم بر امواج احساسات خود سوار می شوند مثل درد، ناامیدی، ناامیدی، غم، شادی، تعجب، انتظار و غیره. اما وقتی والدین انتظار دارند فرزندانشان کاری جز موفقیت انجام ندهند، چیزی که به شما گفته می شود این است که اجازه ندارید غمگین شوید. شما باید خوشحال باشید این فشار “من باید شاد و موفق باشم” ناشی از ترس والدین است و فرزندان را به زندگی در آینده بدون آزادی تجربه حال سوق می دهد. بنابراین، وقتی فرزندتان احساس غمگینی، عصبانیت، ناامیدی یا ناامیدی می کند، به جایی که هستند احترام بگذارید و بپذیرید که این حق آنهاست که چه چیزی را احساس کنند.
4. نیازهای فرزندان را برطرف کنید
رفتارهای کودکان علاوه بر برانگیختن ترس والدین، یکی از این سه نیاز اساسی را نیز پنهان می کند: آیا من برای آنچه هستم دیده و پذیرفته شده ام؟
آیا من به خاطر شخصیتی که هستم شایسته توجه و ستایش شما هستم؟ آیا من در زندگی شما اهمیتی دارم؟
هنگامی که پاسخ های خود را برای برآورده کردن این نیازها تغییر دهید، می توانید شروع به ایجاد ارتباطات عمیق تر با فرزند خود کنید بنابراین، آخرین باری که احساس کردید واقعاً با فرزندتان ارتباط برقرار کردید، چه زمانی بود؟ این لحظات ارتباط عمیق و عمیق نشان می دهد که یک یا چند مورد از این سه نیاز در حال برآورده شدن هستند.
5. یاد بگیرید که کنترل را کنار بگذارید
وقتی فرزندانمان کاری خارج از خط انجام میدهند، ما کاری را که لازم است برای اصلاح و اصلاح رفتارشان انجام میدهیم. رفتار های سنتی والدین نشان می دهد که کودکان از طریق تحمیل درد، چه از نظر احساسی، چه ذهنی یا جسمی، یاد می گیرند. بنابراین، به عنوان والدین، ضروری است که مراقب گفتار و افکار خود باشید. توجه کنید که چگونه با فرزندتان درگیر می شوید.
6. مرزهای آگاهانه قرار دهید
مرزها معمولاً با دادن محدودیتهایی به افراد دیگر مرتبط هستند، مانند «شما نمیتوانید در شب مدرسه تلویزیون تماشا کنید» یا «وقتی دارم شام میپزم مزاحمم نشوید». با این حال، برای ایجاد ارتباط قویتر و عمیقتر بین شما و فرزندتان، درک مرزهای درونی خود واقعاً مهم است. این در مورد این است که دیگران بدانند نیازها، ارزش ها و شخصیت شما چیست. جایی است که شما در آن پایان میدهید و فرزندتان شروع میکند، و اینکه چگونه هر دو میتوانید بهعنوان یک خانواده به سمت یک هدف حرکت کنید. به عنوان مثال، اگر برای زمان ارتباط با فرزندتان ارزش قائل هستید، ساعت خاصی در روز را برای آن تعیین کنید. اطمینان حاصل کنید که این کار را به طور مداوم انجام می دهید تا آن ها بدانند که این زمان خاصی است که شما دو نفر بدون حواس پرتی روی یکدیگر تمرکز می کنید.
7. موقعیت های برد ایجاد کنید
مذاکره یک مهارت قدرتمند است که کودکان باید آن را بیاموزند. از آنجا که زندگی یک طرفه نیست، آن ها ناگزیر باید به اجتماع بروند و مذاکره کنند. بنابراین آن ها همچنین ممکن است یاد بگیرند که چگونه در خانه. نکته مهم در مورد مذاکرات این است که مسیر کمترین مقاومت است. این به هر دوی شما این امکان را می دهد که احساس کنید مالک این فرآیند هستید و در نهایت به شما و آن ها احساس ادعایی بر زندگی خود می دهد.
8- فرزندتان را به بازی تشویق کنید
بازی یکی از قسمت های جداناپذیر و اساسی زندگی کودکان است. کودکان، بازی را بیشتر از هر کار دیگری دوست دارند. بازی کردن مهمترین مشغله ذهنی هر کودک است. کودک از طریق بازی رشد عاطفی، اجتماعی و جسمی را تجربه می کند. به همین دلیل بازی کردن یکی از مهم ترین راه هایی است که به شما برای پرورش فرزند شاد کمک می کند.هم چنین یکی از نکاتی که باید به آن توجه کنید این است که بازی های کودک نباید به خانه محدود شود. کودک از طریق بازی در طبیعت با محیط بیرون و پدیده های جهان آشنا می شود و یاد می گیرد که بتواند خودش را با محیط وفق دهد.نتایج پژوهش های انجام شده نشان می دهد که افرادی که در دوران کودکی شان در طبیعت بازی کرده اند، آینده شادتر و موفق تری را تجربه می کنند. در چنین شرایطی است که روانشناسان توصیه می کنند که به فرزندان تان بازی در محیط بیرون از خانه و تعامل کردن با اطراف را بیاموزید.
9- بازی های رایانه ای را محدود کنید
یکی از تصورات غلطی که والدین دارند این است که اگر فرزندشان ساعات زیادی را با کامپیوتر و یا تبلت و تلفن همراه بازی کند شادتر خواهد بود. حقیقتی که وجود دارد این است که خود بچه ها از این که آن ها را با بازی های کامپیوتری تنها بگذارید، خوشحال خواهند بود. اما این شما هستید که وظیفه دارید به آن ها اجازه ندهید هر قدر دل شان خواست بازی کنند.
هر چه کودک به بازی های رایانه ای عادت کند، میل کمتری به ورزش و یا فعالیت های جسمی خواهد داشت. نداشتن فعالیت جسمی و ارتباط با محیط اطراف باعث می شود که کودک رشد ذهنی مناسبی نداشته باشد و نتواند در آینده زندگی شاد و با نشاطی داشته باشد.
10- از فرزندتان انتظار داشته باشید
این که فکر کنید اگر فرزندتان را به حال خودش بگذارید زندگی شادتری خواهد داشت تصور غلطی است. شما به عنوان پدر و مادر باید برای فرزندتان کارهای ساده ای را تعیین کنید و از او بخواهید که آن ها را انجام دهد. مثلا از او بخواهید که بعد از تمام شدن بازی، اسباب بازی هایش را سر جایش بگذارد.
این انتظارات باعث می شود که فرزند شما خودش را به چالش بکشد. هم چنین وقتی می بیند که پدر و مادر به او اعتماد می کنند و از او می خواهند که کاری را انجام دهد، روحیه بهتری خواهد داشت و شادتر خواهد بود.
نکته اساسی که وجود دارد این است که نباید از فرزندتان انتظارات بیش از اندازه داشته باشید. انتظارات زیاد نه تنها باعث می شوند که کودک نتواند خودش را به چالش بکشد بلکه باعث می شود که اضطراب و استرس بی دلیلی را تجربه کند و این مسئله باعث آسیب به روح و روان او می شود.
11- با هم غذا بخورید
ممکن است فرزند شما دوست داشته باشد غذایش را جلوی تلویزیون و در حالی که دارد کارتون تماشا می کند بخورد. یا مثلا بخواهد با دوستانش بازی کند و به همین دلیل از شما بخواهد که به او اجازه دهید به تنهایی غذا بخورد.
زمانی که همه اعضای خانواده در کنار هم غذا می خورند، کودک فرصت می کند که برای شما صحبت کند. شاید در مرتبه های اول سخت به نظر برسد اما او را عادت دهید که در کنار شما غذا بخورد.
این کار باعث می شود که کودک آداب غذا خوردن و حضور در جمع را به صورت ناخودآگاه بیاموزد. هم چنین وقتی کودک شما می بیند شما به صحبت هایش گوش می کنید، ترغیب می شود تا مشکلات و سوالاتی را که دارد از شما بپرسد. به همین دلیل یکی از راه های تربیت فرزند شاد، غذا خوردن خانوادگی است.
12- برای خودتان زمان بگذارید
شاید در نگاه اول به نظرتان عجیب برسد اما اگر بخواهید یک فرزند شاد داشته باشید باید خودتان هم انسان شادی باشید. نباید تصور کنید چون صاحب فرزند شده اید، نباید برای خودتان زمان بگذارید و از علائق خودتان غافل شوید.
پدر و مادرهایی که زندگی شادی نداشته باشند، نمی توانند شاد بودن را به فرزندشان بیاموزد. این یکی از اصل های اساسی است که در تربیت فرزند شاد مطرح می شود. به سینما بروید، با دوستان تان وقت بگذرانید و خرید کنید. این کارها به شما کمک می کند که احساس بهتری داشته باشید و اوقات بهتری را تجربه کنید.
گاهی اتفاق می افتد که پدر و مادرهایی که زندگی خوبی را تجربه نکرده اند، سعی می کنند فرزندشان را به موضوعاتی علاقه مند کنند که قبلا خودشان دوست داشته اند. مثلا علی رغم این که فرزندشان موسیقی دوست ندارد، او را به کلاس موسیقی می فرستند تا ساز زدن یاد بگیرد.
این کار باعث می شود که فرزند شما به این نتیجه برسد که نظراتش برای شما هیچ اهمیتی ندارد و باید فقط کارهایی را انجام دهد که شما دوست دارید. شما باید اجازه دهید که او هر طوری که دوست دارد رفتار کند و هر سرگرمی که دوست دارد را برای وقت گذراندن انتخاب کند.
13- فرزندتان را به دوست پیدا کردن تشویق کنید
همه ما وقتی در جمع دوستان مان هستیم، خوشحال تریم. بنابراین کودکان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. بچه ها وقتی در کنار همدیگر قرار می گیرند، یاد می گیرند که بازی کنند، قهر کنند و دوباره آشتی کنند.
همین موضوع باعث می شود که فرزند شما اجتماعی تر بار بیاید و بتواند پس از دوران بلوغ به خوبی در جامعه حضور یابد. فرزند شاد فرزندی است که بتواند با تعامل اجتماعی، نیازهایش را برطرف کند و چیزهایی که می خواهد را به دست بیاورد.
کودکان وقتی وارد مدرسه می شوند، خواه ناخواه به یک جمع بزرگ تر وارد می شوند. در چنین شرایطی، کودکانی که دوستان همسن و سال نداشته اند نمی توانند خودشان را با شرایط مدرسه وفق دهند و گوشه گیر و منزوی می شوند.
14- برای کودک فعالیت ورزشی در نظر بگیرید
همان طور که گفته شد بازی کردن نقش بسیار مهمی در رشد شخصیت کودک دارد. بازی های ورزشی مانند فوتبال و یا والیبال به کودک می آموزد که برد و باخت را تجربه کند و بتواند با آن ها کنار بیاید.
معمولا زمانی که کودکان با پدر و مادرشان بازی می کنند، والدین اجازه می دهند که فرزندشان برنده شود. به دنبال این موضوع کودک فکر می کند که همیشه باید برنده باشد و هیچ وقت اتفاق نمی افتد که بازنده بازی ها باشد.
تاثیر فعالیت های ورزشی بر پرورش فرزند شاد به این صورت است که کودک یاد می گیرد که گاهی بازنده می شود و گاهی برنده. بنابراین عادت می کند که شکست را بپذیرد و به بردن عادت نکند
15- الگوی خوبی برای فرزندتان باشید
فرزندان ما به رفتارهای ما نگاه می کنند و سعی می کنند از ما تقلید کنند. شما اگر پدر یا مادر مضطرب و نگرانی هستید و در زندگی شخصی تان خوشحال و با نشاط نیستید، نباید انتظار داشته باشید که یک فرزند شاد پرورش دهید.
واقعیتی که وجود دارد این است که در شرایط امروز همه افراد با مسائل زیادی روبرو هستند. مشکلات شغلی، اقتصادی و فرهنگی ممکن است همه ما را تحت تاثیر خودش قرار دهد. اما شما به عنوان پدر یا مادری که الگوی فرزند خودش است نباید به شرایط زندگی اجازه دهید که شما را به زانو در بیاورند.
فرزندی که شما را می بیند که در برابر سختی ها و ناملایمات زندگی سر خم نمی کنید و در خلوت یا زندگی شخصی تان انسان شادی هستید، به صورت ناخودآگاه از شما می آموزد و تبدیل به فرزند شاد خواهد شد. بنابراین باید بدانید که شما سهم مهمی در شکل گرفتن نگرش فرزندتان به زندگی دارید.
دیدگاهتان را بنویسید